السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

10

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

حوادث دهر ، در امان مانده است . ايشان يادآور شد كه حقير در همان زمان تنظيم « اشعة القرآن » ، حاشيه‌اى نيز بر يكى از مباحث آن نوشته‌ام و علامه طباطبائى هم در مورد ديگرى ، با خط خود پاسخ سؤال يا اشكال آقاى حجتى را داده‌اند ، اين بحث خاص ، در مورد جبر و تفويض از ديدگاه قرآن ، حديث و فلسفه بود و من پيشنهاد كردم كه آقاى حجتى اجازه دهند كه اين بحث را ضميمهء روابط اجتماعى در اسلام منتشر سازيم ، و دو سه بحث ديگرى را هم كه باز ايشان ترجمه نموده و من در مجلهء « مجموعه حكمت » چاپ قم - در دوره سردبيرى آن - منتشر ساخته‌ام ، بر آن اضافه كنيم تا استفاده از آنها عام گردد ، به ويژه كه تقريرات اصلى - با عنوان « اشعة القرآن » هنوز چاپ نشده است . پيشنهاد اين‌جانب به لطف ايشان ، مورد پذيرش واقع شد و من ، تنها نسخهء تقريرات 800 صفحه‌اى را با خود بردم و از باب احتياط ! و براى محفوظ ماندن تنها نسخه كتاب ، خود رساله « جبر و تفويض » را كپى گرفتم كه ضميمه اين رساله شود . طبق معمول ، ايشان ، خواستار « ويرايش » و « تطبيق » با بحث جبر و تفويض منتشر شده در « الميزان » شدند . . . و اين امر ، كه بسيار به جا و حق ايشان بود ، در شش نوبت ! انجام گرفت و در نوبت هفتم ! ديگر رساله را به ايشان مرجوع نكردم و چون براى پىگيرى امر به شهادت خود آقاى حجتى حقير بيش از يكصد بار - بدون مبالغه و با حذف ارقام تماس‌هاى تلفنى ناموفق ! - در منزل ، دفتر مطالعات ، مؤسسه اطلاعات ، حضوراً و بعد : شفاهاً و كتباً و از طريق « نمابر » پىگير موضوع بوده‌ام و ترسيدم كه ويرايش هفتم ! باعث تأخير يك‌ساله ديگر گردد . با اين باور كه اصولًا دقت و تعمق در خلق يك اثر ، امرى بسيار نيك و ارزنده و قابل تقدير است ، ولى اگر اين دقت باعث تأخير غير متعارف امر شود ، بى ترديد بايد از آن خوددارى ورزيد ! و گرنه تغييرات سليقه‌اى با توجه به نقص بشر ، تكرار خواهد شد !